تبلیغات
حیاط دل - لبخند قاصدک
حیاط دل
دوشنبه 1 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : zori

دوست دارم همانی باشم ..

همانی که در جاده های ابری کودکی راه میرفت

همانی که من بودم ..نه دیگری ..

دوست دارم پس زنم تمام دانسته هایم را ..

سبک شوم ...

چون قاصدکی بی وزن

 خود را به دست باد بسپارم ...

و رقصان نشانی تو را جویم از ابر و باد و باران و کوه و دشت  ...

و زمانی که تو را پیدا کردم ، ارام سر بر زمین می گذارم

اماده اسیری در دست کودک بازیگوش میشوم

در دستان کوچکش مچاله می شوم ، تا لبخند لبانش پر رنگ تر شود

زمانی که من میخندم ...همه باید پرنگ تر از من بخندند







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :