تبلیغات
حیاط دل - زخم دل
حیاط دل
جمعه 29 آذر 1392 :: نویسنده : zori

رفتنت برایم دردناک بود اما اینکه فراموشت کردم برایم دردناک تر از هر زخمی بود ...

هر ثانیه خودم را سرزنش میکنم برای اینکه...

ذهنم  در اوج قدرت یادش رفت ...

یادش رفت زخمی را که از رفتنت بر دلم ماند ..

چشم هایم اشک هایی را که از فراقت ریخت یادش رفت ...

یادشان رفت و ای کاش یادشان نمیرفت ...

حس ادم های ریا کار را دارم ...حسی که سالها روی دوشم سنگینی میکرد ...

اما اینبار برایم سنگین تر تمام شد ...

سنگین تر هر چیزی که فکرش را کنی ....

و حالا دوباره کاش های بیشمارم هستند که سراغم را از رویاهایم میگیرند ...




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 16 دی 1392 06:26 ب.ظ
خوبه
چون خوب نوشتی دوسش داری دیگه...
zori چه بدونم والا...
چهارشنبه 11 دی 1392 07:15 ب.ظ
در حضور خارها هم می شود یک یاس بود...در هیاهوی مترسک ها پر از احساس بود...می شود حتی برای دیدن پروانه ها...شیشه های مات یک متروکه را الماس بود...کاش میشد،حرفی از(کاش میشد) هم نبود،هرچه بود احساس بود و عشق بود و یاس بود...
این نوشته هم خیلی قشنگ بود،اینم خودت نوشتی؟
zori اینم اره ...ممنون ....خودمم خیلی دوسش دارم ....
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


تا زیبا نباشی عاشقت نمی شوند ،
تا زیبا نباشی انگیزه ای برای باز گذاشتن دلت نداری .
کاش همه شهر کور بودند
............................
خودت باش،خوششن هم نیامد،نیامد
اینجا که مجسمه سازی نیست !

مدیر وبلاگ : zori
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
منو