تبلیغات
حیاط دل - رهسپارم
حیاط دل
پنجشنبه 13 اسفند 1394 :: نویسنده : zori
رهسپار راهـــی میشوم ..
راهی سرنوشــت ساز برای زندگی ام ...
میروم به انتهای دوســـت داشتن هایم...
 به وصال یاری میرســم که تا همین دیــروز هایم تنها برایش گریــه میگردم ...
میرســم به یاری که غیر از گریه برایش هیـــچ نکردم ..
برای وصالـــش هیچ نکردم 
حتی نگفـــته بودم میخواهم بیایم ...
حتی بر زبان نـــیاورده بودم خواستــنش را 
اما حوالی  همــین سال  بود که به او گفتم سلام 
با شــرم و خجالت سر به زیر افکــندم ...
گفتــم ...ببخشـــید ...می شود من پیش شما بیایــم ؟ 
میشود مرا دوســت داشته باشید ...
می شود که به شـــما میم مالکیــت اضاف کنم و بگویم اقایـــــــــــــــم
میشود که مال مــن شوید 
هیچ نگفت ....نگفت میشود اقایــم صدایش کنم ... 
نگفت باشــد ...نگفت بـــیا ....نگفت نــرو....نگفت هیـــچ نگفت ....
اما حالا عازم حرمــش هستم ....
پس گفته بود بـــروم ....اما من انقدر غرق نــداشتن هایم بــودم ...
انقدر خجالت زده بدی هایـــم بودم که نشنیده بودم ....
نشنــیده بودم ....

    یا حــــــسین 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


تا زیبا نباشی عاشقت نمی شوند ،
تا زیبا نباشی انگیزه ای برای باز گذاشتن دلت نداری .
کاش همه شهر کور بودند
............................
خودت باش،خوششن هم نیامد،نیامد
اینجا که مجسمه سازی نیست !

مدیر وبلاگ : zori
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
منو