تبلیغات
حیاط دل - حماقت دوست داشتنی !
حیاط دل
سه شنبه 22 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : zori




به نامش

از خودم میپرسم : درست بود حماقت کودکانه ام ؟ راضی ام از این لجاجت کورکورانه ؟
و به دنبال پاسخ راهی میشوم ..قدم میزنم ..گام اول ، راضیم ؟ ....گام دوم ، ناراضیم ؟ ....گام سوم و چهارم و...
متوقف میشوم ، معلوم است ک راضیم ، این چ سوال مزخرفیست ؟ ...من شادم چیزی ک سالها از یادم رفته بود...با خودم صادقم ...دلم میلرزد ..چرا فکر میکنم ناراضیم ؟ اری ، راضیم اما گاهی همه تقصیر ها را به گردن میگیرم و سرزنش پشت سرزنش که اگه ال میشد بل میشد ...اگه اگه اگه ...اما همه اش تقصیر من نبود ..نه نبود مطمئنم ...من مطمئنم تلاشم رو برای نگه داشتن چیزای با ارزش زندگیم انجام دادم دیگه بقیش دست من نبوده ..پس چرا باید از خودم دلخور باشم .من تلاشم رو برای قانع کردن افراد کنارم انجام دادم اما یک بار و دو بار ...ان هم بی هیچ دلیل موجهی نه برای خودم ونه برای دیگران ...دست از تلاش احمقانه ام برداشتم ...باید اینبار میفهمیدم ...یک سری چیز ها باید مشخص میشد پس ادای ادم های بی تفاوت را در اوردم ...با انگه قلبم پر از اشوب بود ...پر از اشوب و تردید ....اما میدانی گاهی خبری دستت میرسد ک نباید بشنوی و اینچنین ذهنم تنها ندای یک بازی احمقانه را میداد ...و عملی اش کردم ...با اینکه حتی خودم هم باور نکرده بودم ک چه کاری انجام میدهم ...و چ ساده بودم ...ساده بودم اما احمق نه ...پس کاری را کردم ک ذهنم فرمان میداد و انجامش دادم ...و دلم را همانجایی ک ترک برداشت جا گذاشتم ...و تنها به خاطره لبخندی غمگین اکتفا کردم و قدم هایی ک باید میرفت ...و یک دنیا ک میچرخید و میچرخید و میچرخید و من ازادانه جیغ می کشیدم از احساس ترس و سقوط....
اما ...اما حالا...چ بگویم ؟...گویی لبخندی و قلبی برای تپیدن ب من اهدا شده است ...قلبی ک صدای تپشش کر کننده است ...این حماقت بچگانه زیبا ترین قسمت زندگی است ...اگر دوباره و دوباره زندگی کنم باز هم حماقت میکنم ...اما اینبار دلم را محکم میبندم ...محکم تا نبیند و نشنود ....دوباره و دوباره ...
این دوست داشتنی ترین قسمت زندگی زهره بود هرچند سخت ..هرچند پر از درد ...اما گذشت ...حالا موقع لبخند بود ...باید خندید به تمام ادمهای غمگین دنیا !


حالم خوب است بهترین دلیل زندگی ام و ارام میخندم
اما گاهی افکارم ک نمیدانم کجایش سر است کجایش ته را مینویسم
نمی نویسم تا بدانند و بدانی
مینویسم تا خسته شوم از این فکر های بی سر و ته
اینطور بهتر پر میکشند






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


تا زیبا نباشی عاشقت نمی شوند ،
تا زیبا نباشی انگیزه ای برای باز گذاشتن دلت نداری .
کاش همه شهر کور بودند
............................
خودت باش،خوششن هم نیامد،نیامد
اینجا که مجسمه سازی نیست !

مدیر وبلاگ : zori
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
منو